من از اون آسمون آبی میخوام ........

سال جدید
نویسنده : مهدی - ساعت ۱:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱/٢
 

سلام به همگی

سال نو رو به همه دوستان عزیزم تبریک میگم امیدوارم که در سال جدید بتونیم با تکیه بر تجربیات سالهای پیش از لحظه لحظه اون لذت ببریم

 

توی هفته های پیش خیلی سرم شلوغ شد خواهر کوچیکم با دوستش  اومد پیشم وای چقدر خوش گذشت تو مدتی که بود خیلی بهم خوش گذشت اونم هی واسم چیزهای خوشمزه درست میکرد ! کل آشپزخونه از این رو به اون رو کرد ولی حیف که شب چهارشنبه سوری رفت ایران و یهو تنها شدم.

دیروز اولین عید زندگیم بود که ایران نبودم همیشه هر طور که بود خودمو میرسوندم ایران اما امسال نمیدونم نشد یا نخواستم ولی هر چی بود تا ٢ ٣ ساعت مونده به سال تحویل قصد راه انداختن هفت سین و نداشتم ولی آخرش دیدم باید قبول کنم که تک و تنهام خلاصه به یه سوپر ایرانی سر زدم و همه سین های هفت سین رو خریدم خیلی بامزه شد روی میز اتاق چیدمشون فرصت شد عکسشو میگیرم.

سال که تحویل شد ارتباط با ایران تقریبا غیر ممکن شد من خط تهرانم که تو اتاق خونه پدریم بود و یه خط اصفهان رو اینجا با خودم دارم با وجودی که در اصل تماس هام از داخل ایران برقرار میشد به هیچ وجه موبایل رو نمیشد گرفت ولی به هر زحمتی بود تونستم با همه صحبت کنم .

امروز هم تولدم بود جز چند اسم اس و تبریک روی یاهو و فیس بوک تقریبا چیز دیگه ای نبود . تموم دوستای ایرانی اینجام همشون رفتن ایران , خلاصه روز تولدم با بقیه روزها هچ فرقی نکرد . ولی دوست داشتم کسایی که روز تولدشون رو یادم بود و باهاشون تماس میگرفتم حداقل منو یادشون میموند خب بگذریم همه گرفتارند و نباید انتظار داشت.

 

 


 
 
 




WebDarWeb