من از اون آسمون آبی میخوام ........

تاریخچه ی چهارشنبه سوری(ریشه ها و آیین ها)
نویسنده : مهدی - ساعت ٤:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/۱٧
 

 

جشن سوری یا چهارشنبه سوری**** نام واپسین چهارشنبه ی گاهشماری خورشیدی ایرانی است که شب ِ آن با آیین ها نغزی**** به ویژه پَرش از روی آتش همراه است. به این جشن ایرانی در جاهای گوناگون، نامهای گوناگونی نیز داده اند: گول چارشمبه (اردبیل)، گوله گوله چارشمبه (گیلان)، کوله چووارشمبه (کردستان)، چووارشمبه کولی (قروه، نزدیک سنندج)، و چارشمبه سرخی (اصفهان). رسمی بسیار نزدیک با آیین پرش از روی آتش به نام Derendez را ارمنیان ایران در روز تعطیل (14 فوریه) برگزار می‌کنند.
برخی واژه ی سوری را با سور(=مهمانی**** جشن) پیوند داده اند و برخی آن را با واژه ی سرخ همپیوند دانسته اند.(مانند گل سوری=گل سرخ). هر آینه انگاره ی دوم استوارتر است و نام سوری اشاره ای است به خود آتش و رنگ سرخ آن. کاربرد اصطلاح «چارشمبه سرخی» در اسپهان و برابر بودن سور و سرخ در گویش های گوناگون ایران نیز**** تایید دیگری بر این دیدگاه است.
برگزاری
بهره گیری از آتش در جشن‌ها، تاریخ و پیشینه‌ای دیرین در ایران داشته است. آیین ویژه ی جشن سوری چنین آغاز می گردد که یک یا دو روز پیش از واپسین چهارشنبه ی سال**** مردم برای چیدن بوته های گوناگون**** خارشتر**** خور**** گون و ساقه ی برنج(در گیلان) به بیرون می روند و در شهرها با توجه به محدودیت ها**** به صورت دیگری ابزار برپا کردن آتش را گردآوری می نمایند. پسین ِ روز ِ پیش از آغاز چهارشنبه سوری**** خار و خاشاک و چوب فراهم آمده در حیاط خانه**** یا در میدان روستا**** یا در خیابان و کوچه**** در یک**** سه**** پنج یا هفت دسته پشت سر هم گذاشته می شود. پس از فرو رفتن خورشید و یا کمی پس از آن**** دسته های چوب و خاشاک سوزانیده می شوند**** و هنگامی که زبانه های آتش در تاریکی به رقص درآمدند**** مردان و زنان از روی آن می پرند و چنین می خوانند: «سرخی تو از من**** زردی من از تو». باور توده ی مردم بر این است که با این کار ایشان**** برای همه ی سال در برابر ناخوشی هایی و زیان هایی که انسان را رنگ پریده**** زرد**** سُست و بیمار می کند**** ایمن خواهند شد. در برخی جاها(نایین**** انارک**** خور**** ارومیه) آتش را بر پشت بام می افروزند و در برخی جاها این آیین بر فراز تپه ها و کوه ها انجام می شود.
پس از اینکه همگی خانواده از روی آتش پریدند**** آتش رها گشته تا آرام آرام خاموش شود و یا با آب آن را خاموش می کنند. اگر این آیین در خانه برگزار شده باشد**** معمولا دختری که هنوز به سن بلوغ نرسیده است**** خاکسترها را جمع می کند و با یک خاک انداز به چهار راهی می برد و درآنجا پراکنده می سازد**** سپس به خانه بازمی گردد. و آنگاه این پرسش و پاسخ با خانواده که درون خانه هستند رد و بدل می شود: «کی هستی؟» «منم» «از کجا آمده ای»«از یک جشن عروسی». «چه چیزی آورده‌ای؟» «تندرستی».
جشن ایرانی سوری کمابیش در سراسر ایران مرسوم و معمول است. در بیشتر روستاها**** نوازندگان ِ بومی –در زمان برگزاری جشن- ساز ِ همراهی کننده ای را می نوازند. آقا جمال خوانساری نویسده ی سده ی 19م**** نواختن سازی را در این روز را**** برای دور کردن بدبختی پیشنهاد کرده بود. تا سال 1920م که مردم از داشتن جنگ افزار گرم بازداشته شدند**** مردان از شکلیک تیر هوایی به نشانه ی افروخته شدن چوب و خاشاک بهره می بردند.
در جاهایی همچون شیراز ، کردستان و آذربایگان ، آداب و آیین ویژه و کهن تری وجود دارد . برای نمونه، سفره حضرت خضر (ع) و یا آب پاشی در سعدیه که ویژه ی شیراز است و یا سفره های خوراکی رنگینی که در کردستان و آذربایگان آماده می شود.
ریشه ها
شماری جشن «همسپهمدیم» که پس از اصلاح گاهشماری در زمان اردشیر یکم (40-224 م.)، شش روز پیش از نوروز برگزار می‌شد را ریشه ی راستین جشن سوری می دانند.
انگاره‌ی آیین آتش شدنی است که**** از جشن سده برگرفته شده باشد، که جشنی زمستانی بود که در شب 11 بهمن با شادمانی فراوان و با روشن کردن آتش‌هایی بزرگ در زمین های باز یا بر فراز تپه‌ها برگزار می‌شد. به نوشته‌ی ابوریحان بیرونی، در این روز تعطیل (سده) ایرانیان باستان خانه‌های خود را برای دور کردن بلا و چشم بد، بخور می‌دادند تا این که نزد شاهان رسم شد که در این جشن آتش بیافروزند.
اینکه شماری انگاشته اند**** پریدن از روی آتش یا خواندن شعر «سرخی تو از من**** زردی من از تو» رسمی ایرانی نیست و توهین به آتش است**** آنچنان درست به نظر نمی آید. بی گفتگوست که در ایران باستان نیز برای از میان بردن جانوران ریز و زیان بار و بیماری های واگیردار از آتش به عنوان یک پاک کننده و زداینده ی ناپاکی ها و بیماری ها بهره می گرفته اند و این کار توهین به شمار نمی آمده است . آیین پریدن از روی آتش نیز ریشه در آزمون آتش دارد. برای نمونه گذر سیاوش از آتش و یا آزمون آتش آذرپاد مهر اسپندان هر کدام نشان از جایگاه آتش و آزمون گذر و پریدن از آتش در فرهنگ باستانی ایران دارد.
فردوسی پیرامون گذر سیاوش از آتش می گوید:

ســیــاوش ســیــه را بــه تــنــدی بــتـــاخـــت ***نــشــد تــنــگ دل جــنــگ آتــش بــســاخـــت
ز هــرســو زبــانــه هــمــی بـــرکـــشـــیـــد***کــسـ� � ?ی خـــود و اســـپ ســـیـــاوش نـــدیـــد

آتش انبوهی بوده و سیاوش هم تیز از آن گذشته است. باید دانست که گامهای اسب هنگام دویدن ریختاری پرش گونه دارد.
این انگاره که چون در ایران باستان هفته وجود نداشته است**** پس وجود نام چهارشنبه بر این جشن، نشانی از ایرانی نبودن آن است نیز بی گمان نادرست است. در ایران باستان هفته وجود داشته است و این سخن سراسر نادرست است. تنها بسنده است به وجود هفت«آهنگ شاهانه»(خسروانی) در زمان ساسانیان اشاره نمود که هر یک در روز ویژه ای از هفته خوانده می شده اند. یا بازی تخته نرد که با بهره گیری از طرحی که ساعات شبانه روز**** هفت روز هفته و دوازده ماه سال را بازمی نمود**** ابداع شده بود. همچنین اسناد سغدی مانوی به دست آمده**** نام های کهن هفت روز هفته را که در دو سامانه ی روزشماری بنیادین به کار می رفته اند گواهی می کنند.

از جشن آتش تا جشن چهارشنبه سوری

چهارشنبه سوری و برگزاری جشن همراه با روشن کردن آتش نه تنها در ایران، بلکه در بسیاری از کشورهای دنیا مرسوم است. این جشن برای ایرانیان حکم استقبال از نوروز و بهار را دارد و مردم با روشن کردن آتش و گرم کردن هوا به استقبال بهار و زندگی تازه تر می روند.

متاسفانه بسیاری از افراد خواسته یا ناخواسته چیزهایی را در مورد ایران باستان می گویند و صفت هایی را به ایرانیان و نیاکان ما نسبت می دهند که درست و علمی نیست. از آن جمله می توان به، نسبت دادن چهارشنبه سوری به آتش پرستان و ذکر این مطلب که این جشن متعلق به زرتشتیان است و آن ها نیز آتش پرست هستند، اشاره کرد.

متاسفانه این سخنان نادرست و غیر علمی که هنوز با شنیدن نام زرتشت و زرتشتیان به گوش می رسد سددرسد نادرست و توطئه ای برای نابود کردن گذشته ی ایران و سابقه ی یکتا پرستی ایرانیان است. جای بسی تاسف است که ما ایرانیان در حالی این سخنان را درباره ی نیاکان خود به زبان می آوریم که سازمان جهانی یونسکو سال ۲۰۰۳ را، سال بزرگداشت اندیشه های اشوزرتشت (درود خدا بر او باد) نامگذاری می کند.
ایران را با عنوان کشوری معرفی می کند که داری سابقه ای ۳ هزار ساله در پرستش خدا است. حال چگونه انسانی که خدا می پرستد، آتش پرست می شود. «مرکزیت آتش در دین زرتشتی شاید یکی از شناخته شده ترین جنبه های این دین باشد، اما بد تعبیر شده است»[1] ما باید بیشتر در مورد تاریخ و فرهنگ گذشته ی خود بدانیم تا هر کسی هر چیزی که دلش خواست به ایرانیان باستان ونیاکان ما نسبت ندهد.

برای مثال در جنگ تحمیلی، عراقی ها برای آنکه بتوانند توجه دیگر کشورهای مسلمان را به سوی خود جلب کنند، در تبلیغات خود اعلام می کردند که در حال جنگ با آتش پرستان هستند. البته آنها نیز می دانستند که ایرانیان نه در گذشته و نه در حال، جز خدای یگانه را ستایش نکرده اند. پس آگاهی از سنن و گذشته ی خود برای هر فرد یک نیاز است و این مسئله در مورد ایرانیان که دارای تاریخ و فرهنگی بزرگ هستند، بسیار لازم و ضروری است. این ضرورت زمانی بیشتر خودنمایی می کند که بدانیم مستشرقین برای شناخت ایران و فرهنگ آن بیشتر به کتاب هایی استناد کرده اند که تاریخ نویسان کشورهای شکست خورده از ایران آن ها را به نگارش درآوره اند.

چهارشنبه

پس از تقسیم ماه به بخش های کوچک تر به نام هفته، برای هر روز نامی انتخاب شد که چهارشنبه یک از آنها است. چهارشنبه، پنجمین روز هفته، بین سه شنبه و پنج شنبه است. اما در مورد این نامگذاری نظرات مختلفی وجود دارد. بسیاری معتقدند که درایران باستان واژه های شنبه، یکشنبه و چهارشنبه و ... وجود نداشته است و ایرانیان برای نامگذاری روزها از نام ایزدان استفاده می کردند، مانند : هرمزد روز، بهمن روز و ... . اما پس از اسلام، تقسیم بندی ماه ها به هفته و هفت روز، پذیرفته شد. بر این اساس بسیاری معتقدند، چهارشنبه سوری متعلق به ایران پس از اسلام است.

از طرفی نظری جود دارد که نام گذاری روزها براساس ایزدان متعلق به زرتشتیان است. اما، در ایران باستان ادیان دیگری مانند مزدکی یا مانوی نیز وجود داشتند؛ پس اگر چیزی در ایران وجود داشت که ریشه ی آن به دین زرتشت نرسید نمی توان گفت ایرانی نیست. ممکن است روزهایی با نام شنبه، یکشنبه و ... در دیگر دین های ایران باستان وجود داشته باشد. دکتر «ابوالقاسم اسماعیل پور» متخصص ادبیات ایران باستان و ادبیات و هنر مانوی در این باره، می گوید «البته این که می گویند؛ قبل اسلام روزی با نام چهارشنبه نداشتیم، قطعی نیست. من در متون مانوی که مربوط به دوران ساسانی است، به متنی برخورد کردم که به «دوشنبه» اشاره می کند. شاید در دین زرتشتی چهارشنبه نبوده باشد، اما در ادیان و کشورهای دیگر ممکن است وجود داشته باشد. ممکن است این مراسم از طرف مانویان در ایران گسترش پیدا کرده باشد و در ادامه، تبدیل به یک جشن ملی شده است.»

دیدگاه دیگر این است که؛ چهارشنبه سوری همان «جشن سوری» است که در ایران باستان برگزار می شد و در گذر زمان و همزمان شدن آن با شب چهارشنبه (سه شنبه شب) تبدیل به چهارشنبه سوری شده است. پس این جشن متعلق به ایران پیش از اسلام است و سابقه ای طولانی دارد.

اما در فرهنگ ایرانیان اعداد از نظر نمادین دارای معانی خاصی هستند. برای مثال عدد هفت در نزد ایرانیان مقدس است، که این مسئله را می توان در سفره ی هفت سین و یا فراهم کردن هفت توده ی آتش در چهارشنبه سوری برای پریدن از روی آن اشاره کرد. شاید انتخاب چهارشنبه به دلیل وجود چهار فصل سال باشد که در چهارشنبه ی آخر سال به پایان می رسد. پس می توان توجیه کرد که مردم برای اینکه چهار فصل به پایان خود رسیده است و سال جدیدی آغاز می شود جشن می گیرند و آتش که نماد روشنایی و نابود کننده ی تاریکی و سرما است، نقش اصلی را در این جشن بازی می کند.
ابوریحان بیرونی در کتاب «آثار الباقیه» چهار را از نظر نجومی نحس می داند. پس توجیه دیگر این است که مردم برای از بین بردن نحسی این روز آتش درست می کنند.

جشن سوری یا چهارشنبه سوری

«واژه جشن از کلمه ی «یسنه» آمده که ریشه ی اوستایی دارد و به معنی ستایش کردن است. بنابراین معنی واژه جشن، ستایش و پرستش است. هدف از برگزاری جشن ها در ایران باستان، ستایش پرودگار، گردهمایی مردم، سرور و شادی، داد و دهش و بخشش به بینوایان و زیردستان بوده است»[2]
«سور» واژه ای پهلوی است که به معنای : مهمانی، بزم، جشن، جشن عروسی آمده است. و «سوری» نیز به معنای : گل سرخ رنگ، رنگ سرخ، شادی و چیزی که به رنگ سرخ باشد مورد استفاده قرا گرفته است.

پس چهارشنبه سوری را می توان یک جشن و شادی دانست که با سرخی همراه است و این سرخی همان آتش است. اما اگر بپذیریم که چهارشنبه سوری همان جشن سوری است و جشن سوری به معنای ستایش آتش؛ نباید این ترکیب ما را به اشتباه بیاندازد که مردم آتش را به عنوان خدا ستایش می کردند. همانطور که پیش تر گفته شد هر چیز خوبی به خدا نسبت داده می شود و در این میان روشنایی آتش که مهم ترین نقش را در زندگی بشر بازی می کند، نشانی از حضور خداوند است. اگر بخواهیم برای این نوع ستایش مثالی ذکر کنیم می توان به ستایش کعبه که قبله ی مسلمانان است اشاره کرد. آیا مسلمانان در کعبه به ستایش سنگ می پردازند یا به ستایش خداوند ؟

بدون شک کعبه مکانی روحانی است که انسان را به یاد خدا می اندازد و انسانی که به سوی آن سجده می کند، نه برای سنگ که برای بزرگی خداوند به خاک افتاده است. توجه به آتش و احترام به آن نیز برای انسان ایران باستان چنین بوده است و هم اکنون نیز در بسیاری از ادیان، روشن کردن آتش پیش از نیایش مرسوم است که می توان برای مثال به «روشن کردن شمع» در مکان های مقدس اشاره کرد.
پس جشن سوری یا چهارشنبه سوری مراسمی است که مردم در کنار آتش به شادی می پردازند و این شادی نوعی ستایش و سپاس از خداوند است که با پایان دادن به زمستان و تولد بهار و سبزی به آنها زندگی تازه می بخشد.

نقش آتش در چهارشنبه سوری و فرهنگ ایرانی

احترام به چیزهای که انسان را به یاد خدا می اندازد یکی از ویژگی ها انسان با ایمان و معتقد است. این خصوصیت در مردم ایران باستان در احترام به آب و آتش و طبیعت به خوبی نمایان است. «آتش، نشانه ای از حضور خدا، در همه ی آیین های ایران باستان مقامی والا دارد»[3]

این احترام امروز زرتشتیان و ایرانیان باستان به آتش نیز از ایمان آنها نشات می گیرد. پس، بر خلاف تصور عامیانه ای که وجود دارد و بیشتر توسط دشمنان ایران رواج یافت، ایرانیان آتش را خدا نمی دانستند بلکه، به عقیده ی آنها آتش مظهر روشنایی و روشنایی مظهر دانش و نابود کننده ی تاریکی و بدی است؛ به همین دلیل است که ایرانیان برای آتش احترام قایل بوده و آن را نشانه ای از حضور خداوند می دانستند.

نباید فراموش کرد آتش به خاطر نقشی که در زندگی مردم از نژادها و ملیت های مختلف گذشته داشته است برای همه ی ادیان باستانی مقدس بوده و این احترام به آتش و استفاده از آن در جشن ها نه تنها در ایران بلکه در بیشتر جوامع مرسوم بوده و چندان عجیب نیست. برای مثال می توان، احترام گذاشتن به آتش در کشور هند و یونان اشاره کرد.

«آتش کانون مناسک هندوان و زردشتیان بوده است، اما ریشه های آن به دوران هندواروپایی بازمی گردد. گرچه هم عقیده و هم اعمال (دینی مربوط به آتش) به دوران پیش از زردشت تعلق دارند، اما کاملا رنگ زردشتی به خود گرفته اند و در اسطوره شناسی ایرانی غالبا دشوار است که عقاید قدیم را از متاخر جدا سازیم. آتش پسر اهور مزدا، نشانه ی مریی حضور او و نمادی از نظم راستین اوست و یکی از پارسیان کنونی در (مسانی، صفحه ۸۰)، می نویسد : « واقعا چه چیز می تواند بیش از شعله، پاک بی آلایش نماینده ی طبیعی و والای خدا باشد که خود «نور جاودانی» است ؟»[1]

این نگاه مقدس به آتش که روشنی بخش و یادآور وجود خدایی بزرگ و آفریننده ی روشنی برای انسان است، از گذشته های دور با ایرانیان بوده و هم اکنون نیز در بسیاری از مراسم های ایرانی به چشم می خورد. به همین دلیل حضور آتش در جشن های ایرانی و برگزاری جشن چهارشنبه سوری، که خبر از پایان سرما و تاریکی می دهد نشان ایمان و احترام نیاکان ما به بخشندگی خداوند است.

جشن چهارشنبه سوری

عده ای براین با این باورند که؛ در ایران باستان روزی با عنوان چهارشنبه سوری نداشته ایم و اعتقاد دارند، چهار شنبه سوری پس از اسلام به وجود آمده و برگرفته از جشن «پنجه» است؛ جشنی که پیش از اسلام، زرتشتیان برای شادی روان نیاکان برگزار می کردند. جشن «پنجه» از جشن های «گهنبار» متعلق به زرتشتیان است که آخر سال برای روان نیاکان برگزار می گردید. چرا که زرتشتیان اعتقاد داشتند در پنج روز آخر سال روان نیاکان به خانه باز می گردد تا از زندگی و شادی آن ها با خبر شود.

اما عده ای دیگر این نظر را رد می کنند و معتقدند؛ جشن چهارشنبه سوری «جشن پنجه» نیست چون که «جشن پنجه» بن مایه ای زرتشتی دارد و در پنج روز آخر سال برگزار می شود و در آن «میر نوروز» به حکومت می پردازد در حالی که جشن «سوری» یک جشن ساده و ابتدایی است و به هیچ عنوان یک جشن دینی و آیینی نیست.

ما سند مکتوبی در مورد چهارشنبه سوری در متون مقدس زرتشتی نداریم و به همین دلیل فقط می توان گفت، شاید، این جشن تنها متعلق به زرتشتیان نبوده است.

جشن سوری یا چهارشنبه سوری جشن برپایی آتش است و جشن آتش در تمام کشورها مرسوم است، اما ایرانیان با سلیقه ی خود این جشن را زیباتر برگزار می کرده اند. با این توصیف می توان چهارشنبه سوری یا جشن سوری را یک جشن بومی و ملی دانست که تمام مردم ایران با ادیان مختلف در این جشن شرکت می کنند و زرتشتیان نیز که بخشی از مردم ایران هستند، این جشن را برپا می کنند.

اما با توجه به جایگاه آتش در زندگی مردم گذشته و اینکه زرتشتیان تنها گروهی از مردم ایران را تشکیل می دهند نه تمام آنها را؛ و اینکه آتش در دین زرتشتیان مقدس و دارای احترام است و آنها از روی آتش نمی پرند؛ و این برخلاف روش مرسوم در این روز است که مردم از روی آتش می پرند، می توان مراسم چهارشنبه سوری را جشنی متعلق به ایران باستان و پیش از زرتشتیان دانست که در طی زمان، مراسم دیگری به آن افزوده شده است و همانطور که گفته شد با توجه به جایگاه آتش در زندگی مردم گذشته، جشن آتش در تمام کشورها مرسوم بوده و هست، اما ایرانیان با سلیقه ی خود این جشن را زیباتر و گاهی به آن رنگ دینی داده اند.
دکتر «منیره احمد سلطانی» متخصص فرهنگ عامه دراین باره می گوید : «بیشتر جشن های ایرانی با رفتار های دینی همراه بوده است. جشن های ایرانی دارای ریشه و اندیشه ی خاصی هستند و بر خلاف تصور عامیانه ای که وجود دارد، ایرانیان آتش را خدا نمی دانستند، بلکه به عقیده ی آن ها آتش مظهر روشنایی و روشنایی مظهر دانش است. به همین دلیل است که ایرانیان برای آتش احترام قایل بوده و آن را نشانه ای از حضور خداوند می دانستند. این امر یکی از دلایل حضور آتش در جشن های ایرانی مانند چهارشنبه سوری است، که به مرور زمان جنبه ی دینی و اعتقادی پیدا کرده است. دینی کردن مراسم در همه جا دیده می شود و این کار در بین ایرانیان بیشتر از اقوام دیگر صورت می گیرد؛ چون ایرانیان زودتر از تمام اقوام به ستایش خداوند پرداختند؛ به همین دلیل بیشتر جشن های ما تا حدودی ریشه ی دینی پیدا کرده اند».

 


 
 
 




WebDarWeb