من از اون آسمون آبی میخوام ........

 
نویسنده : مهدی - ساعت ٦:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٥/٦
 

سخته آدم برای خودش بنویسه . اما مدتیه که دلم برای ایران تنگ شده نمییدونم چرا دل من هیچ جا طاقت نداره.

توی ٢ ٣ ماه گذشته بیشتر وقتمو تو هواپیما بودم تقریبا دارم مثل یک خونه بهش عادت میکنم از چین نمیگم چون واقعا جای من نیست ! چون توش هیچی واسه غذا خوردن پیدا نمیشه

یه هفته بود که لب تاپم سوخته بود تقیر خودم شد فنش هی صدا میکرد و دائما اررور میداد که کولینگ سیستم مشکل داره منم یه او کی میزدم تا اینکه دیگه بالا نیامد :) خب دلم برای میسوزه خب دیگه عمرش تموم شد :-) یه هفته دنبال لب تاپ بودم تا اینکه بالاخره اونیکه میخواستم و خریدم هر چند که من توشیبا باز بودم اما خب از این سونی که خریدم نمیشد زد ! تقریبا پول یه ماشین و واسش دادم اما ا رزششو داره :-) چون بیشترین وسیله ای هست که باهاشم. باهاش بیدار میشم و باهاش میخوابم!

خب فعلا بای

 


 
 
 




WebDarWeb