من از اون آسمون آبی میخوام ........

دل من هواتو کرده...آخ کجایی نازنینم
نویسنده : مهدی - ساعت ٥:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٥/٦
 

 

333 magnify

رو در و دیوار این شهر ، همش از تو یادگارهِ

توی این کوچه ی تاریک ، من و تنها نمیذاره

یاد حرفای قشنگت! که تو قلبم لونه می کرد

یاد دلتنگی چشمات! که من و بهونه می کرد

می زنه آتیش به جونم پس کجایی مهربونم؟

آخه من ترانه هام و واسه ی کی پس بخونم

دل من هواتو کرده...آخ کجایی نازنینم

کاشکی بودی و می دیدی بی تو من تنهاترینم

توی این بازی که ساختی، من همه هستیم و باختم

زیر پات گذاشتی آخر،عشقی که من از تو ساختم

مگه تو دوسم نداشتی ، از دلم خبر نداشتی

دلت از سنگ شده انگار ، که منو تنها گذاشتی

می زنه آتیش به جونم پس کجایی مهربونم؟

آخه من ترانه هام و واسه ی کی پس بخونم

دل من هواتو کرده...آخ کجایی نازنینم

کاشکی بودی و می دیدی بی تو من تنهاترینم

می شینم منتظر اینجا، تا تو برگردی دوباره

تا بشینی پای حرفام ، بریم تا ماه و ستاره

می دونم میای یه روزی ، یه روزی که خیلی دیره

یه روزی دل شکستم ! سر این کوچه میمیره

می زنه آتیش به جونم ، پس کجایی مهربونم

آخه من ترانه هامو ، واسه ی کی پس بخونم؟

دل من هواتو کرده... آخ کجایی نازنینم

کاشکی بودی و می دیدی بی تو من تنهاترینم


 
 
 




WebDarWeb