من از اون آسمون آبی میخوام ........

رسم عاشقی
نویسنده : مهدی - ساعت ۱:٠۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۸/٥
 

رسم عاشقی این نیست که بگویی مرا دوست داری و بعد از مدتی مرا تنها بگذاری.
رسم عاشقی این نیست که مرا به اوج قله احساسات ببری و بعد مرا از همان جا رها کنی.
این رسمش نیست که پا به پای من بیایی و روزی رفیق نیمه راه شوی.
این رسمش نیست که قلبم را بگیری و آن را بازیچه خودت کنی.
این رسمش نیست که مرا در آغوش بگیری و هوس را به جای عشق برایم معنا کنی.

یکرنگ باش ای تو که ادعا میکنی عاشقترینی ، مغرور نباش ای تو که ادعا میکنی مرا دوست داری ، تو که میگفتی تنها مال منی ، پس چرا به فکر رفتنی؟
.بیخودی به خودت زحمت نده این بذرهای تنفر که در دلم میکاری  هرگز جوانه نخواهد زد.

گفتی ما بدرد هم نمیخوریم . اما هرگز نفهمیدی من تو را برای دردهایم نمیخواستم

..

یکدل باش با دلی که تنها به عشق تو مانده و خطی سرخ بر روی همه کشیده.
تو که میگویی مرا دوست داری چرا اشکهایم را پاک نمیکنی ، چرا دلتنگم نمیشوی و مرا صدا نمیکنی؟
به خدا این رسم عاشقی نیست.


 
 
 




WebDarWeb