من از اون آسمون آبی میخوام ........

سبز
نویسنده : مهدی - ساعت ۱:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۸/۳
 

سلام به همگی

 

نمیدونم این کشور دوست و برادر قرقیزستان چیه که کلی ویزاش دنگ و فنگ داره تازه به همت سیاست خارجی کشورمون پرواز هامون هم بهش قطع شده ! و باید دور دنیا رو چرخید تا بشه رفت سمتش

 

بگذریم امشب علی با هماهنگی که دیشب انجام دادیم اومد دنبالم بعد از کلی کل کل که کجا بریم رفت سمت درکه . وسطشو جدول زدن یکمی ناجور شده راهش بعد رفتیم رستوران سبز .

مشغول قلیون کشیدن شدیم و بعد هم یه شام مفصل خوردیم . نمیدونم اونجا که بودم یاد دوستی عزیز افتادم که برای اولین بار منو برد اونجا گوشیمو برداشتم و شمارشو گرفتم ولی بعد قطع کردم . علی یه نگاهی بهم کرد گفت چیه منم خندیم گفتم هیجی

یه مدت هم بعد مهدی اومد کلی نشستیم از دلار بگیر تا وضعیت مردم و خلاصه کلی از اینور و اونور حرف زدیم.

یه شعر قشنگ مهدی واسم خوند ازش خوشم اومد و سعی کردم حفظش کنم

بعد از این عشق به هر عشق جهان می خندم
هر که آرد سخن از عشق بدان می خندم
روزی از عشق دلم سوخت که خاکستر شد
بعد از این سوز به هر سوز جهان می خندم
خنده تلخ من از گریه غم انگیزتر است
کارم از گریه گذشته است بدان می خندم

 

راستی  امروز تولد یه بنده خداییه  که  انشالله همیشه شاد و سلامت و سایه اش بالاسر خانواده اش باشه البته پرو نشه اصلا یادش نیستم :-) تقصیر خودشه تولدش یه روز بعد از تولد مامان منه ! :)


 
 
 




WebDarWeb