من از اون آسمون آبی میخوام ........

زندگی
نویسنده : مهدی - ساعت ۱٢:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٤/۱٢
 

سلام به دوستای خوبم

 

تو چند ماه گذشته تقریبا خیلی خیلی کم به اینجا سر زدم الان دو روزه ایرانم و وقت آزادم بیشتر شده و دلم برای اینجا تنگ شده بود.

خیلی کار سرم ریخته یه چند تا کار جدید شروع کردم و برای همین حتی به فیس بوک و مسنجر ها هم کمتر میام. چند وقت دیگه هم دانشگاهم شروع میشه نمیدونم دیگه حوصله درس و این چزهارا ندارم اما خب باید تنبلی رو بزارم کنار . خدارو شکر که ساعت کلاس ها دست خودمه و میتونم به کارم هم برسم.

امروز یکی از دوستانم رو فیس بوک خبر عروسی خواهرشو برام زده بود . براش دعا میکنم و آرزوی خوشبختی میکنم . انشالله کسی رو که انتخاب کرده اونو خوشبخت کنه.

خب این دفعه که اومدم همه در تدارک جشن عقد خواهر کوجیکه من هستن و کمتر بهم بابت ازدواح گیر میدن .

 

خب تا بعد

مهدی 1 ژولای ایران


 
 
 




WebDarWeb