من از اون آسمون آبی میخوام ........

اصفهان
نویسنده : مهدی - ساعت ۳:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/۸
 

سلام

خواهرم یه روز قبل از اینکه من بیام با فریماه اومده بودند تهران حدودای ظهر بود که براشون بلیط هواپیما گرفتیم و ٢ ساعت قبل از اینکه برن فرودگاه نمیدونم چی شد که کلی اصرار به مامانم که شما خیلی وقته اصفهان نیامدی و از اینه حرفا خلاصه بلیط رو بیخیالش شد و قرار شد ظهر چهارشنبه حرکت کنیم . تا اومدیم بجنبیم شد ۵ بعدالظهر و حدود ٨ و نیم رسیدیم اصفهان .

تو راه خیلی راحت اومدم و یه سی دی فیلم برای فریماه گذاشتم تا خود اصفهان دید و بعد خوابید البته جاده بارونی بود ولی ازش لذت میبردم.

بعد از خوردن شام با علی دامادمون رفتم خونه رضا  مهدی هم اونجا بود علی رفیق نیمه راه شد و رضا با ماشین من اونو رسوند خونه بگذریم تا خود ۶ صبح بیدار بودیم و تو سر هم میزدیم البته رضا ٣ شد خوابید من و مهدی کلی حرف زدیم من هم کلی قهوه و چایی خوردم و اونم کلی سیگار کشید !

حدود ١١ صبح بود که از خواب بلند شدم و رفتم خونه خواهرم بعد از کلی سختی بزور به اینترنت وصل شدم و چند تا خورده ریز کارو کردم مهمترین ثبت طرح و ترافیک واسه ماشین همه بود! من موندم این چه طرحیه که همه آرم دارن ! تو خانواده ما که مامان و بابام و خواهر داداشم دارن ! البته نمیشه منکر پارتی و این چیزها شد .

بگذریم با اینترنت قراضه تو سایت شهرداری اونهارو ثبت کردم و یکمی استراحت کردم

عصر هم یکی از دوستای خوبم بهم زنگ شد و با هم  قرار گذاشتیم و چند ساعتی با هم رفتیم یه چای خونه کلی حرف زدیم از همه جا و بهم خوش گذشت. اگه خدا بخدا شاید یه اکیپ جور شه بریم شمال . خیلی دلم هوس جاده چالوس رو کرده.

بعد از اینکه از دوستم خداحافظی کردم  یه نیم ساعتی سعی کردم بچه ها رو پیداکنم که همه یا مهمونی بودن یا گرفتار منم برگشتم سمت خونه خواهرم .

اصفهان هواش سرده فکر کنم از تهران سردتر کلی ترافیک خوردم ! ظاهرا ترافیک مخصوص تهران فقط نیست. نمیدونم شهر دیگه اون جذابیت رو واسم نداشتن یجوری برام بیگانه بود تو راه برگشت قبل از اینکه وارد اتوبان بشم یه جا ماشین رو پارک کردم  و کنار پارک قدم زدم . هیچکی نبود اطرافم نم نم بارون هم میامد  همونطور که قدم می زدم یکمی تو گذشته غرق شدم و باعث شد  لبخند رو لبام بیاد.
 
فردا عصر فکر کنم راهی شم به سمت تهران دوست داشتم بیشتر میموندم و دوستانی رو که ندیده بودمشون باهاشون میبودم اما باید برگردم.

 


 
 
 




WebDarWeb