من از اون آسمون آبی میخوام ........

عمر
نویسنده : مهدی - ساعت ۳:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱/٢٥
 

هنوز نمی دانم که در سال جدید یک سال به عمرم اضافه شده یا یک سال از عمرم کاسته شده...

ماهاتما گاندی


 
 
چهار درس زندگی که باید از میمون، موش، قورباغه و سگ ها فرا گرفت
نویسنده : مهدی - ساعت ٢:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱/۱٥
 

چهار درس زندگی که باید از میمون، موش، قورباغه و سگ ها فرا گرفت

 

میمون هایی که «ترسیدن» را یاد گرفتند: میمون هایی که از مار نمی ترسیدند را در کنار مار ها قرار دادند. در همین حین صداهای بلند و وحشتناکی هم از بلندگو ها پخش کردند. با این کار میمون هایی که از مار ها نمی ترسیدند «یاد گرفتند» که از مار بترسند. نتیجه عجیب تر این آزمایش این بود که حتی میمون های دیگری که هم که از مار ها نمی ترسیدند با دیدن ترس سایر میمون ها آنها هم از مار ها ترسیدند.

نتیجه: ما از بعضی از چیزها می ترسیم چون آنها را با چیز های دیگری در ذهن مان به یکدیگر مرتبط می کنیم. مثلآ یک کودک بعد از شنیدن صدای ترسناک محکم بسته شدن درب در تاریکی از تاریکی خواهد ترسید.

قورباغه هایی که زنده زنده آب پز شدند: چند قورباغه را در ظرفی پر از آب جوش انداختند، آنها خیلی سریع از آب جوش به بیرون پریدند و خودشان را نجات دادند. وقتی همین قورباغه ها را در ظرف آب سرد قرار دادند و آرام آرام آب را به جوش رساندند همه آنها در آب جوش کشته شدند چون نتوانستند عکس العملی به همان سرعت نشان دهند.

نتیجه: ما می توانیم تغییرات ناگهانی را بفهمیم و متقابلآ عکس العمل نشان دهیم اما وقتی این تغییرات در دراز مدت انجام می شوند وقتی متوجه می شویم که دیگر خیلی دیر است. یادمان باشد، نه عادت های بد یک شبه وجود کسی را فرا می گیرد و نه کسی یک شبه فرد دیگری می شود، همه چیز پله پله انجام می شود. مهم این است که گرم شدن آب را احساس کنید.

موش های شناگری که غرق شدند: این بار تعدادی موش های صحرایی که بعضی آنها می توانند 80 ساعت مداوم شنا کنند آماده شدند. محققان قبل از اینکه آنها را در آب بیاندازند با کلک این باور غلط را در موش ها به وجود آوردند که آنها گیر افتاده اند. خیلی از موش ها تنها پس از چند دقیقه بعد از شنا کردن غرق شدند. نه چون نمی توانستند شنا کنند، بلکه چون فکر می کردند گیر کرده اند ناامید شده و دست از شنا کردن برداشتند و غرق شدند.

نتیجه: وقتی همه چیز به آن طور که می خواهیم پیش می رود ما هم با حداکثر توان مان تلاش می کنیم. اما بعد از اینکه سر و کله مشکلات بزرگ و کوچک پیدا می شود ناامید شده و دست از تلاش کردن بر می داریم، با وجود اینکه توان انجام آن را داریم.

سگ هایی که یاد گرفتند تلاش نکنند: تعدادی سگ در اتاقی قرار گرفتند که زمین آن می توانست شوک الکتریکی خفیفی به سگ ها وارد کند. دکمه ای روی دیوار اتاق بود که با فشرده شدن جریان را قطع می کرد. وقتی شوک وارد شد سگ ها بالا و پایین پریدند تا بالاخره یکی از سگ ها دکمه را زد و جریان قطع شد. سگ ها یاد گرفتند با زدن آن دکمه آن شوک ناخوشایند قطع می شود.

روی نصف گروه اول سگ ها همین آزمایش دوباره تکرار شد اما این بار دراتاق دیگری که دکمه ای الکی داشت و با زدن آن هیچ اتفاقی نمی افتاد و جریان همچنان ادامه داشت. بعد از این مراحل سگ هایی که در اتاق دوم بودند به اتاق اول (با کلید سالم) بازگردانده شدند و آزمایش تکرار شد. این بار هیچ کدام شان حتی سعی نکردند که دکمه را فشار دهند.

نتیجه: هیچ کس با نامیدی به دنیا نمی آید، بلکه ما بعد از اینکه چند بار شکست می خوریم «شکست خوردن» را یاد می گیریم و حتی به خودمان زحمت تلاش کردن نمی دهیم. اگر به مشکلی برخورده اید، مهم نیست دفعه چندم است که زمین خورده اید، باز هم بلند شوید و برای حل آن تلاش کنید. ممکن است کلید سالم باشد، فقط فشارش دهید!


 
 
دوستای خوبم
نویسنده : مهدی - ساعت ٢:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱/۱٥
 

سلام به همه دوستای خوبم

بعضی وقتها دورو بر آدم پر از دوست های خوبه که واقعا شاید بهش توجه نکنیم منم از همه دوستایی که با نصیحت ها و نظراتشون منو راهنمایی کردند تشکر میکنم

باید خیلی خوشحال باشم که  قبل از اینکه دلم گرفتار میشد از خواب بیدار شدم. شاید مقصر خودم بودم که زود اعتماد کردم و هرچی رو که شنیدم باور کردم  ولی همیشه ذروغ آدمها نمیتونه پشتوانه آینده اشون باشه خب این مریم خانم هم از این قاعده مستثنی نبود

چند روز پیش هم تصادفی توی فیس بوک یکی از دوستای قدیممو دیدم خدا بهش یه پسر ناز داده بود .نمیدونید چقدر  عکسش ناز بود شاید بقول خودش تبلیغ فیس بوک بهترین وصف اون عکس بود .خواستم شیرش کنم اما گفتم شاید دوست نداشته باشه.

این ماه یکم زیادی کار سرم ریخته دوست دارم توی اولین فرصت یک مدت بیام ایران تا چی پیش بیاد

 

خب سال جدید هست و با انرژی اونو شروع کردم چند تا هدف بزرگ تو سرمه که تا بهش نرسم دست بر نمیدارم.

 *********************************************************

برای شناکردن به سمت مخالف رودخانه قدرت و جرات لازم است وگرنه هر ماهی مرده ای هم میتواند از طرف جریان آب حرکت کند
 


به من بگو نگو ، نمیگویم ، اما نگو نفهم ، که من نمی توانم نفهمم ، من می فهمم


***********************************************************


 
 
سال جدید
نویسنده : مهدی - ساعت ۱:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱/٢
 

سلام به همگی

سال نو رو به همه دوستان عزیزم تبریک میگم امیدوارم که در سال جدید بتونیم با تکیه بر تجربیات سالهای پیش از لحظه لحظه اون لذت ببریم

 

توی هفته های پیش خیلی سرم شلوغ شد خواهر کوچیکم با دوستش  اومد پیشم وای چقدر خوش گذشت تو مدتی که بود خیلی بهم خوش گذشت اونم هی واسم چیزهای خوشمزه درست میکرد ! کل آشپزخونه از این رو به اون رو کرد ولی حیف که شب چهارشنبه سوری رفت ایران و یهو تنها شدم.

دیروز اولین عید زندگیم بود که ایران نبودم همیشه هر طور که بود خودمو میرسوندم ایران اما امسال نمیدونم نشد یا نخواستم ولی هر چی بود تا ٢ ٣ ساعت مونده به سال تحویل قصد راه انداختن هفت سین و نداشتم ولی آخرش دیدم باید قبول کنم که تک و تنهام خلاصه به یه سوپر ایرانی سر زدم و همه سین های هفت سین رو خریدم خیلی بامزه شد روی میز اتاق چیدمشون فرصت شد عکسشو میگیرم.

سال که تحویل شد ارتباط با ایران تقریبا غیر ممکن شد من خط تهرانم که تو اتاق خونه پدریم بود و یه خط اصفهان رو اینجا با خودم دارم با وجودی که در اصل تماس هام از داخل ایران برقرار میشد به هیچ وجه موبایل رو نمیشد گرفت ولی به هر زحمتی بود تونستم با همه صحبت کنم .

امروز هم تولدم بود جز چند اسم اس و تبریک روی یاهو و فیس بوک تقریبا چیز دیگه ای نبود . تموم دوستای ایرانی اینجام همشون رفتن ایران , خلاصه روز تولدم با بقیه روزها هچ فرقی نکرد . ولی دوست داشتم کسایی که روز تولدشون رو یادم بود و باهاشون تماس میگرفتم حداقل منو یادشون میموند خب بگذریم همه گرفتارند و نباید انتظار داشت.

 

 


 
 
 




WebDarWeb