من از اون آسمون آبی میخوام ........

شروع سفر
نویسنده : مهدی - ساعت ۱۱:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱/٢۳
 

سلام

الان که دارم این مطلب رو تایپ میکنم چند ساعتی از ورودم به وین میگذره . ساعت ۳ شب هواپیما به سمت وین پرواز کرد در طول پرواز از هم صحبتی دختری به نام ناتاشا که ساکن برلین بود استفاده کردم اون تو وین باید پیاده میشد و از سالن ترانزیت میرفت به سمت برلین .یخورده از خودش گفت و با تعجب به برنامه سفر من میخندید که چطوری با این دل وجرات تنهای زدم بیرون :-)

فقط یه پیشنهاد دوستانه به همه دارم که به هیچ وجه با این هواپیمایی اتریش سفر نکنند چون من که خیلی از رفتارشون بهم برخورد قابل مقایسه با هیچ پروازی که داشتم نبود فقط تنها حسنش مرتب بودن و منظم بودن خود پرواز و مستقیم بودنش بود اما بقیه اش افتضاح بود با مهماندار کار داشتنی یک ربعد بعد میامد تازه با یه لحن بدی حرف میزد و اگ یه لیوان مثلا آب میخواستی ۲ ساعت طول میکشید که بیاره واست !!

خلاصه فعلا تا اینجا باشه


 
 
 
نویسنده : مهدی - ساعت ۱:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱/۱٥
 

سلام

سال ۸۶ هم اومد وای که چقدر سریع هم این نصف ماه اولش تموم شد.

بالاخره داستان ویزا گرفتن های من تموم شد چون همین دیروز با خبر شدم ملیت ......( نمیگم که لو نره !!‌) . من جور شده و پاسپورت و دیگر مدارک هویتیم آماده شده باید برم فقط یه چند تا امضا بدم :) خب دیگه ما هم شدیم خارجی :)

حدود ۹۰ کشور میتونم بدون ویزا برم البته ایشالله اون بقیه اشون هم حل میشه فعلا که با همین پاسپورت ایرانیم یه برنامه دور و درازی در پیش دارم که از  ۱۲ اوریل با پرواز به  وین شروع میشه .

یخورده نگرانم و با خودم ترانه شادمهر و زمزمه میکنم.


 
 
 




WebDarWeb